ملا شيخعلى گيلانى
77
تاريخ مازندران ( فارسى )
سلطنت كرده فى جمادى الاخر ثمان و ثلثين و ثلثمائه وفات يافت . عضد الدوله بر ملك نشسته ، مؤيد الدوله از وى استجازه نمود كه اگر رخصت باشد در ولايتى كه عم نامزد من كرده است دخل نمايم ، وى را خوش آمده ، بر آن ولايت ديگر افزوده و برادر ديگرش فخر الدوله بىرخصت در اقطاع خود تصرف كرد . عضد الدوله آزرده شده ، مؤيد الدوله را بر سر وى فرستاد تا بگيرد . فخر الدوله در جرجان نزد قابوس بن وشمگير كه خالهء فخر الدوله زنش بود ، رفت و مؤيد الدوله در جرجان رفته ، قابوس و فخر الدوله در نيشابور پيش ابو العباس تاش كه از جانب سامانيه حاكم تمام خراسان بود ، رفتند . ابو العباس از نوح بن نصر بن احمد سامانى مرخص گشته ، در گرگان آمد . مؤيد الدوله در چارديوارى پناه گرفته ، دو ماه به سر برد . بالاخره به هيئت اجتماعى بر سپاه خراسان حمله برده و فائق كه يكى از سرداران سپاه خراسان بود و مبلغى به سبيل رشوت از مؤيد الدوله اخذ نموده ، على الفور به صوب فرار شتافت و مؤيد الدوله و بسيارى از سپاه خراسان نيز در هزيمت با او موافقت كردند . ابو العباس و قابوس و فخر الدوله ثابت ايستاده ، ديدند كه كار از پيش نمىرود ، فرار نمودند . قابوس و فخر الدوله هفده سال در نيشابور مانده ، به جهت فتورى كه در ميان امراى سامانيه بههم رسيده ، كس بديشان نمىپرداخت و مؤيد الدوله در جرجان حكومت مىكرد و صاحب عباد اسماعيل بن كافى اصفهانى وزيرش بود . تا بعد از فوت مؤيد الدوله و عضد الدوله قابوس و فخر الدوله مراجعت كرده ، هريك به مقر سلطنت قرار گرفتند . چون مؤيد الدوله و عضد الدوله فوت شدند ، اعيان ديلم مضطر گشتند كه از آل بويه كداميك را پادشاه سازيم . صاحب عباد گفت « فخر الدوله امروز نقاوهء آل بويه است . وى را مىبايد آورد . » قاصد سريع السيرى در نيشابور به طلب او فرستادند ، آورده ، پادشاهش ساختند . بلده رى را دار الملك ساخت . وفات